تبلیغات
عــــــابـــــــران ســـپـــیـــده - رویای انتظار یک روز خوب ...
تاریخ : 20 بهمن 91 | 22:31 | نویسنده : parham
جدای از همه چیز این روزا دلم بد جوری گرفته است !

بعضی از عکس ها و خبرها دلم را ریش ریش می کند ! جدا از همه چیز یادمان رفته است انسانیم !

می کشیم بدون آنکه ببینیم او هم انسان است ، یکی از جنس خودمان !

می کشیم بی توجه به حیوان نبودنمان ! منطق و عقلمان را از یاد برده ایم !

سالهاست احساسمان را خاک کرده ایم

می کشیم به هر بهانه ، یکی به بهانه مذهب ، یکی برای قدرت و میکشیم…

روزهایمان پر شده است از کشتار !

ثانیه هایمان بوی خون می دهد ، میخواهیم نسلمان را از زمین بر چینیم !

شاملو یادت هست ؟

روزی ما دوباره کبوترهای مان را پیدا خواهیم کردو مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت
روزی که کمترین سرود
بوسه است
و هر انسان
برای هر انسان
برادری ست
روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند
قفل
افسانه ای ست
و قلب
برای زندگی بس است!

شاملو حالا کجایی ببینی تو ثانیه هایت را کشتی برای هم دلی ! دل تورا کشت برای بقا !؟!
و من از تو می پرسم دیدی روزمان ار روزت سیاه تر شد ؟
دنیا پر شده است از خوی حیوانی ، از خوی خون خواهی و نسل کشی و بی توجه به آینده یمان !

و تاریخ دوباره تکرار شده است …

سهراب ؟  قایقت جا دارد ؟ خسته ام از مردمان این زمین خاکی ! میخواهم با تو به دریا بزنم و چشم به افق بدوزم که شاید از یاد بردم من هم از این جنسم!

و باز هم رویای انتظار یک روز خوب 


  • بن تن | قالب وبلاگ | دنیای اس ام اس